خرید بک لینک
ادوارد هال در کتاب بعد پنهان در مورد فرهنگ های مختلف و درک انسان از فضا بحث می کند. هال حواس را به دو دسته با فاصله و بی فاصله تقسیم می کند. او رشد بینایی و شنوایی را نشان دهنده تکامل انسان می داند. هال الگوهای همجواری را در سه بخش زیر فرهنگی(گذشته)، بیش فرهنگی(حال) و خرد فرهنگی(ثابت، نیمه ثابت و بی شکل) تقسیم می کند. هال در تقسیمات خود از فواصل به چهار حریم و فاصله میرسد: صمیمی(30 سانت) ،شخصی(1/2 متر)، اجتماعی(2/5 متر)، عمومی(7/5 متر). مسئله اصلی که ادوارد هال به آن می پردازد فرهنگ است و همواره بر ارتباط بین زبان و فرهنگ تاکید می کند. هال بر سطح زیر فرهنگی و ارئه مدل هایی برای همانند سازی در این سطح، به این مسئله اشاره دارد که بر خلاف باور همگان، رفتار برخاسته از حس مالکیت و تعیین قلمرو در هر سطحی از زندگی، حالتی تقریبا پایدار و استوار دارد. قلمرو را کاملا بخش تعمیم یافته ای از موجود زنده می داند که محدوده ی آن با نشانه های بصری، آوایی و یا بویایی مشخص می گردد. به گفته ی او بشر بعدهای مادی تعمیم یافته از مالکیت را به صورت نشانه های زمینی دیدنی و نادیدنی آفریده است. او بر این پایه، به دلیل پایا بودن نسبی مالکیت، این گونه فضا را در سطح همانند سازی، فضای با نمود ثابت می نامد. در زمینه قلمرو آلتمن تعریفی مشابه ارائه می کند و قلمرو را در بر دارنده استفاده انحصاری دو سویه از مکان و اشیا

برچسب: نویسنده: کسری سامانی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 22:25

مکان شهری از اضافه شدن فعالیت و رویدادهای متنوع در فضای شهری حاصل می شود. از طرف دیگر فعالیت ها و رویدادهای صورت گرفته در یک فضا باعث ایجاد حس خاطره انگیزی فضا می شود. حس خاطره انگیزی در ادامه میتواند زمینه ساز خاطره جمعی در یک مکان شهری باشد.داشتن خاطرات جمعی از یک شهر بسیار مهم می باشد اینکه ساکنین یک شهر بتوانند خود را جزئی از شهرشان و شهرشان را متعلق به خودشان بدانند حاصل داشتن خاطرات جمعی بسیار در یک شهر می باشد. زمانی که یک فرد در محیطی حاضر باشدکه قبلا در آن خاطرات جمعی کسب کرده باشد به سختی تحت تاثیر عوامل گذرا هرچند هم که این عوامل سخت و ناگوار باشند قرار خواهد گرفت. به راستی زمانی که یک شهر دچار حوادث غیر مترقبه نظیر سیل و زلزله می شود افرادی در احیا و زنده کردن شهر تلاش می کنند و محیط را ترک نمی کنند که شهر را از آن خود و خود را از آن شهر بدانند. چگونه می توان یک فرد را در شهر به نقطه ای رساند که خود را بخش موثری در شهر بداند و در زمان های حساس با این دید که مشکلات پیش آمده با او ارتباطی ندارد محیط را ترک نکند و در افزایش تاب آوری اجتماعی محیط نقش ایفا کند؟ به نظر من افزایش هر چه بیشتر زمان حضور افراد در مکان های شهری می تواند باعث افزایش حس خاطره انگیزی و در نهایت افزایش حس تعلق و حس توطن در ساکنین شهر شود. هر چقدر بتوان کیفیت یک محیط را بالا برد تا افراد مایل باشند مدت

برچسب: نویسنده: کسری سامانی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 22:25

صفحه بندی